حسن حسن زاده آملى
299
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
روح گويند . و به اعتبار فناى او در عقل فعّال سرّ گويند . و به اعتبار فناى او در واحديّت خفى گويند . و به اعتبار فناى او در احديّت اخفى گويند . و جناب متألّه سبزوارى در تعبير ، توسّعى به كار برده است . و حكماء نيز براى انسان هفت مرتبه گفتهاند : عقل هيولانى و عقل بالملكه و عقل بالفعل و عقل مستفاد و محو و طمس و محق . در بيان عقول اربعه به فصل دهم نمط ثالث « اشارات » و در بيان مراتب هفتگانه به غرر عقل نظرى و عقل عملى فريدهء ششم « منظومهء » متألّه سبزوارى ص 305 رجوع شود . مولى عبد الصمد همدانى در « بحر المعارف » ص 309 و حاج زين العابدين شيروانى در « رياض السياحة » از سرور اولياء امير المؤمنين على عليه السّلام روايت كردهاند كه : اللّهمّ نوّر ظاهرى بطاعتك ، و باطنى بمحبّتك ، و قلبى بمعرفتك ، و روحى بمشاهدتك ، و سرّى باستقلال اتّصال حضرتك يا ذا الجلال و الاكرام . گفتار ديگر عارف رومى در اتحاد عاقل به معقول در دفتر دوم فرمايد : جان نباشد جز خبر در آزمون * هر كرا افزون خبر جانش فزون جان ما از جان حيوان بيشتر * از چه زان رو كه فزون دارد خبر پس فزون از جان ما جان ملك * كو منزّه شد ز حسّ مشترك وز ملك جان خداوندان دل * باشد افزون تو تحيّر را بهل زان سبب آدم بود مسجودشان * جان او افزونتر است از بودشان ورنه بهتر را سجود دونترى * امر كردن هيچ نبود در خورى كى پسندد عدل و لطف كردگار * كه گلى سجده كند در پيش خار جان چو افزون شد گذشت از انتها * شد مطيعش جان جمله چيزها مرغ و ماهى و پرى و آدمى * زانكه او بيش است و ايشان در كمى متألّه سبزوارى در شرح خداوندان دل در بيت چهارم فرمايد : « خداوندان دل يعنى انسان كامل كه دل او عرش مجيد است افزون است از كلّ چه ملك و چه فلك